سانتیم تنظیم فرنگی مبتلا شدن برنامه غذایی

سانتیم: تنظیم فرنگی مبتلا شدن برنامه غذایی خواص ریواس ریواس کنگر فرنگی کنگر

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی ناگفته‌های جنتی راجع به کنسرت‌ها، احمدی‌نژاد و پدر

علی جنتی، بعضی ناگفته‌ها راجع به سیستم مدیریتی احمدی‌نژاد، زندگی شخصی آیت‌الله جنتی و ماجرای لغو کنسرت‌ها در مشهد را بیان کرد.

ناگفته‌های جنتی راجع به کنسرت‌ها، احمدی‌نژاد و پدر

ناگفته های جنتی راجع به کنسرت ها، احمدی نژاد و پدر

عبارات مهم : سیاسی

علی جنتی، بعضی ناگفته ها راجع به سیستم مدیریتی احمدی نژاد، زندگی شخصی آیت الله جنتی و ماجرای لغو کنسرت ها در مشهد را بیان کرد.

روز گذشته بخش اول از گزیده گفت وگوی «شرق» با علی جنتی را خواندید. امروز نیز گزیده ای از بخش دوم این گفت وگو را می خوانید:

ناگفته‌های جنتی راجع به کنسرت‌ها، احمدی‌نژاد و پدر

شما وارد وزارت ارشاد شدید؛ از سال ۷۱ در معاونت امور بین الملل. در دوره کدام وزرا کار کردید؟

دوره مردها لاریجانی، میرسلیم و مهاجرانی.

دیدگاه شما به کدام یک از وزرایی که نام بردید، نزدیک تر بود؟

علی جنتی، بعضی ناگفته‌ها راجع به سیستم مدیریتی احمدی‌نژاد، زندگی شخصی آیت‌الله جنتی و ماجرای لغو کنسرت‌ها در مشهد را بیان کرد.

به آقای لاریجانی و آقای مهاجرانی.

شما در دوره آقای خاتمی سفیر بودید. علاقه ای داشتید که سفارتتان در دوره ایشان ثبت شود؟

بله، من با آقای خاتمی رفاقت دیرینه دارم.

چطور؟ یعنی خانوادگی؟ هنوز هم با یکدیگر ملاقات دارید؟

ناگفته‌های جنتی راجع به کنسرت‌ها، احمدی‌نژاد و پدر

هنوز هم هر از چندگاهی ایشان را ملاقات می کنم. من در دهه ٤٠ با ایشان آشنا شدم. ایشان در دانشگاه اصفهان درس می خواندند و در کنار تحصیلات دانشگاهی، دروس حوزوی هم می خواندند. ایشان یکی از دروس فقهی خود را نزد پدربزرگ من در مدرسه چهارباغ اصفهان گذراندند. از آن وقت من با ایشان آشنا شدم و ارادت پیدا کردم که تا امروز ادامه پیدا کرده است.

در این سال ها حزب اعتدال و توسعه هم راه اندازی شده است بود. شما عضو هیئت مؤسس بودید. آیا این حزب فعالیت خود را محدود نگه داشت؟ قرائتی است که اعتدال و توسعه را بال راست آقای هاشمی می دانست و عاملان را بال چپ، این قرائت را قبول دارید؟

حزب اعتدال و توسعه در مجموع پایه گذاری خیلی خوبی داشت؛ ما و جمعی از دوستان به این نتیجه رسیده بودیم که نه تفکر اصولگرایان و نه تفکر بعضی از اصلاح طلبان که آن وقت خیلی افراطی عمل می کردند به نحوی که مرتب به آقای هاشمی توهین می کردند و علیه او می نوشتند نمی تواند ما را قانع کند؛ بنابراین با راهنمایی آیت الله هاشمی رفسنجانی حزب اعتدال و توسعه را تأسیس کردیم. در آن وقت ۳۰ نفر عضو شورای مرکزی بودند که همگی عنصرهای باتجربه و کارآمد بودند.

علی جنتی، بعضی ناگفته‌ها راجع به سیستم مدیریتی احمدی‌نژاد، زندگی شخصی آیت‌الله جنتی و ماجرای لغو کنسرت‌ها در مشهد را بیان کرد.

ما از مرحوم دکتر حسن حبیبی نیز در زمینه آگاهی های سیاسی خیلی بهره بردیم، ایشان بخش عظیمی از تجربیات سیاسی خود را به حزب انتقال یافته کرد. افراد دیگر نیز مثل آقای دکتر روحانی تجربیاتشان را انتقال یافته می کردند. کار به نحو مطلوبی پیش می رفت تا سال ۸۴ که آقای احمدی نژاد آمد و تصمیم داشت حزب را منحل کند. شاید دلیلش حضور آقای دکتر نوبخت، دبیر کل حزب، در مناظره های تلویزیونی انتخابات ٨٤ بود که خیلی تند علیه ایشان صحبت کرد و خب این حرف ها در ذهن آقای احمدی نژاد مانده بود و می خواست حزب را محدود یا منحل کند، بنابراین تصمیم گرفته شد به اصطلاح فتیله حزب را پایین بکشیم. البته عنصرهای وقت طلبی هم در حزب وجود داشتند که یک مرتبه به سمت آقای احمدی نژاد سوق پیدا کردند، در آن هشت سال جلسات حزب به طور هر سال تشکیل می شد و اعضای حزب از سراسر کشور می آمدند. ما هم در پایتخت کشور عزیزمان ایران جلساتی را هر چندوقت یک بار برگزار می کردیم تا اینکه در سال ۹۱ تصمیم گرفته شد حزب را فعال کنیم.

ستاد آقای روحانی را در سال ٩٢ زیاد عنصرهای مهم حزب اعتدال و توسعه تشکیل دادند. در سه ، چهار سال گذشته کم و بیش حزب رونق گرفت، ولی به علت حضور عنصرهای پیش کسوت حزب در دولت، وقت کمتری صرف فعالیت حزب می کردند. حزب مجدد در آستانه سال ۹۶ فعال شد و به نظر من در انتخابات ریاست جمهوری، حزب اعتدال و توسعه فعال ترین تشکیلات سیاسی بود.

ناگفته‌های جنتی راجع به کنسرت‌ها، احمدی‌نژاد و پدر

اینکه فرمودید احمدی نژاد می خواست حزب را منحل کند، یعنی کار خاصی می کرد؟

بله، به عنوان نمونه ما یک سایت خبری به اسم آفتاب داشتیم که هنوز هم وجود دارد. وزارت اطلاعات سه بار این سایت را فیلتر کرد. چرا؟! فقط به این علت که بعضی کامنت های ذیل خبرها را نمی پسندیدند. به این بهانه سه بار سایت را بستند. حتی فردی که مسئول آن سایت بود، هنوز هم جهت پاسخ گویی به دادگاه می رود!

سال ۸۴ وارد ستادهای آقای هاشمی می شوید، ولی بعد شما به عنوان معاون سیاسی وزارت کشور به وسیله آقای پورمحمدی معرفی می شوید. ابایی از کارکردن در دولت احمدی نژاد نداشتید؟

خیر، جهت اینکه جهت من اصل نظام مطرح بود. با اینکه آقای احمدی نژاد را اصلا قبول نداشتم و رقیب آقای هاشمی بود ولی چون آقای پورمحمدی که از دوستان قدیمی دوران تحصیل من بود از من خواست کمک کنم، من پذیرفتم. ایشان هم با آقای احمدی نژاد هماهنگ کرده بود. احمدی نژاد، به طور نسبی من را می آشنایی ولی هنگامی که حکم من را صادر کردند و جلسه معارفه برگزار شد، بعدها شنیدم که آقای احمدی نژاد از همان موقع به آقای پورمحمدی فشار آورده بود که باید او را عوض کردن دهید. به ایشان گفته بودند کسی معاون سیاسی وزارت کشور شده است که در ستاد آقای هاشمی بوده است! از همان وقت فشار آوردند که من را بردارند. آقای پورمحمدی هم مقاومت می کرد و به احمدی نژاد گفته بود من با موافقت شما او را منصوب کردم و با آبروی افراد بازی نمی کنم و ایشان باید حضورش ادامه پیدا کند! بنابراین ایشان تا یک سال مقاومت کرد.

در مسیر فعالیت شما مانع تراشی هم می کردند؟

من آن موقع خبر نداشتم. درست است که من آقای احمدی نژاد را قبول نداشتم، ولی هیچ جا علی رغم سیاست های ایشان صحبتی نمی کردم.

در بحث چینش نیرو در استان ها، چقدر توانستید بر اعتدالی شدن نیروها تأثیر بگذارید؟

خیلی کم، جهت اینکه آقای احمدی نژاد نه تنها در استانداری ها و فرمانداری ها دخالت می کرد، بلکه بعضی از استانداران را هم از بالای سر وزیر کشور خودش منصوب می کرد.

یعنی اصلا وقت نمی داد که وزیر کشور گزینش کند؟

خیر، خیلی وقت ها به وزیر کشور می گفت فردا پرونده فلان آقا را به جلسه هیئت دولت بیاورید، می خواهیم او را به یک استانداری منصوب کنیم!

دست وزیر کشور هم جهت مقاومت باز نبود؟

با حمایت هایی که از آقای احمدی نژاد می شد وزیر نمی خواست مخالفت کند. آقای احمدی نژاد در انتصاب معاونان سیاسی استانداری ها و حتی فرمانداری ها هم دخالت می کرد. او عموما عناصری را که در سراسر کشور در ستاد ایشان بودند یا ادعا می کردند در ستاد ایشان بوده اند، در پست هایی منصوب می کرد.

درنهایت آقای پورمحمدی تسلیم شد یا شما استعفا دادید؟

من استعفا دادم. چون تا هفت، هشت ماه از بحث های ایشان با آقای احمدی نژاد خبر نداشتم. بعدا بعضی از رسانه ها نوشتند که پورمحمدی به خاطر فلانی تحت فشار هست. من به ایشان گفتم که من آمده ام به شما کمک کنم، الان کمک من این است که استعفا بدهم و شما را از زیر فشار خارج کنم. ایشان نهایتا استعفای من را پذیرفت ولی به آقای احمدی نژاد گفت من در صورتی موافقت می کنم که ایشان بتواند پست دیگری بگیرد. آقای احمدی نژاد نهایتا پذیرفت که من جهت بار دوم به عنوان سفیر به کویت بروم.

شما سال ۸۸ کویت بودید، آیا دورادور فعالیتی جهت انتخابات سال ۸۸ انجام دادید؟

نه، هیچ تحرکی نداشتم.

یعنی یک ناظر بی طرف بودید؟

بله، من در هر موقعیتی بودم تلاش می کردم بی طرفی خود را حفظ کرده و وظایف قانونی ام را درست انجام دهم. سال ٨٠ هم که انتخابات دور دوم آقای خاتمی برگزار شد، اعضای سفارت هم نمی دانستند که من به چه کسی رأی می دهم. بعدا که آرا را شمردند بعضی از دوستان گفتند ما فهمیدیم که شما به آقای خاتمی رأی دادید. خط من را آشنا بودند. در دوران احمدی نژاد هم همین طور بود، نه در داخل سفارت و نه جای دیگر تبلیغ نمی کردم که به آقای احمدی نژاد یا آقای موسوی رأی دهید.

ولی گفته بودید که تعداد آرای احمدی نژاد خیلی زیاد بود.

بله، زیاد بود. کل آرا، حدود ١٩ هزار بود. ۱۱ هزار نفر به آقای احمدی نژاد رأی دادند و هفت هزار نفر هم به آقای موسوی، مابقی هم به دیگران رأی دادند.

چرا آرای احمدی نژاد زیاد بود؟

آنجا محیط کارگری بود و زیاد ایرانیان چون کارگر بودند گرایش بیشتری به احمدی نژاد داشتند.

گفته بودید که برابر سفارت اعتراضاتی هم انجام شد.

بله، بعد از انتخابات که اعلام شد آقای احمدی نژاد برنده گزینش بوده مثل خیلی کشورهای دیگر آنجا هم ایرانیانی که حضور داشتند؛ ازجمله دانش آموزان ایرانی برابر سفارت تجمع می کردند. ما هم از پلیس کویت خواستیم که مواظبت کنند کسی به سفارت حمله نکند و فقط شعارشان را بدهند.

تا چند وقت ادامه داشت؟

فکر می کنم یک هفته ای ادامه داشت.

نظر آیت الله جنتی راجع به احمدی نژاد چه بود؟

قبل از انتخابات بسیاری به آقای احمدی نژاد توصیه کردند شما کاندیدا نشوید ازجمله پدر من که دو جلسه با ایشان صحبت کرده بودند و آقای احمدی نژاد را ترغیب کردند که نامزد نشود چون افراد دیگری بودند که مناسب احراز این پست بودند ولی نپذیرفت. بعد از گزینش او به عنوان مدیر جمهوری و پذیرفتن آن از سوی مقام معظم رهبری، پدرم به طور جدی از آقای احمدی نژاد حمایت می کرد. این حمایت ها ادامه داشت تا زمانی که احمدی نژاد منزل نشینی کرد و پدرم جلسه دو سه ساعته ای با احمدی نژاد داشت که ایشان را قانع کند به محل کار خود بازگردد ولی احمدی نژاد قانع نشد و حرف هایی زد که نگاه ایشان کاملا عوض شد.

تا زمانی که آقای روحانی به شما پیشنهاد وزارت را بدهند، در تمام این سال ها ارتباط شما با آقای روحانی چطور بود؟ به تناسب پست ها و مقامات با هم ارتباط داشتید یا رفاقتی هم بین شما برقرار بود؟

هم رفاقت بود و هم رابطه کاری بود. من در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسئول کمیته فرهنگی – اجتماعی بودم ولی در بسیاری از سفرهایی که آقای روحانی جهت پیگیری مسئله هسته ای داشتند، ایشان را همراهی می کردم؛ از جمله در سفر به استرالیا، تونس، فرانسه – دیداری که با آقای ژاک شیراک داشتند – و آلمان.

روحانی بعد از ریاست جمهوری فرقی کرده است؟

از نظر فکری نه، نظراتشان همان نظرات گذشته است ولی از نظر عملکرد بالاخره هنگامی که مدیر جمهور می شوید، باید ملاحظه خیلی جاها را داشته باشید. به عنوان نمونه در همین دوره، خودشان گفتند که «من سه زن را جهت سه وزارتخانه کاندیدا کردم؛ ولی نشد». نگفتند آیا نشد، حتما ملاحظاتی بود یا فشاری در کار بود. خیلی کارهای دیگر هم ایشان می خواست انجام دهد که نشد. حتما ملاحظاتی در کار بوده هست؛ ولی ایشان از نظر نظر تفاوتی نکرده اند.

آقای روحانی چه قدر افراد را طرف مشورت قرار می دهند و چه قدر به این مشورت ها توجه می کنند؟ آیا ایشان اساسا خود رأی هستند؟

خیر، ایشان مشورت می کنند و در پرسشها خیلی با احتیاط واکنش‌ها می کنند. این طور نیست که شتاب زده تصمیم بگیرند. مثل احمدی نژاد نیست که صبح بیدار می شد و تصمیمات خلق الساعه می گرفت. کاری را که می خواهد انجام دهد، با افرادی که می داند در آن کار صاحب نظر هستند، مشورت می کند.

در ماجرای استعفا با پدرتان مشورت کردید؟ یا نظر استمزاجی از ایشان گرفتید؟!

من فقط به ایشان اطلاع دادم.

به نظر می رسید ماجرای اجرای موسیقی در مشهد و انتقاد آقای روحانی جهت استعفای شما جرقه ای بود.

بعضی فکر می کردند، ایشان هنگامی که تذکر دادند که وزیر نباید عقب نشینی بکند، تعریض به من بوده، درحالی که ایشان می درخواست کردند تأکید کنند وزارت ارشاد باید وظیفه خود را عمل کند و کاری نداشته باشد که دیگران چه می گویند. ایشان اخیرا هم در مجلس گفتند که وزارت ارشاد وظایفی دارد یا این وظایف را از آن بگیرید یا اگر این وظایف را دارد دیگر کسی نمی تواند در آن دخالت کند.

از طرف کسانی که در مشهد بودند آیا پیغامی جهت شما فرستادند؟

خیر.

خودتان هنگامی که با آن مقاومتی که در مشهد بود روبه رو می شدید، یا در ماجرای قم، تصویر العمل تان چه بود؟

من از همکارانم حمایت می کردم. در طول سه سالی هم که در وزارت ارشاد بودم این طور نبود که در مشهد مطلقا کنسرت برگزار نشود. در همان وقت هم در منطقه قاسم آباد مشهد در یک سالن ۲۰۰، ۳۰۰نفره هر هفته کنسرت برگزار می شد ولی افراد محدودی دعوت می شدند.

نرفتید آقای علم الهدی را ببینید؟

در سفرهایی که به مشهد داشتم با ایشان هم صحبت می کردم، منتها ایشان عقاید خاص خودش را داشت و از اهرم های خاص هم استفاده می کرد. دادستان مشهد هر کنسرتی که نمی خواست برگزار شود را لغو می کرد. این آخرهای در سایر شهرهای استان خراسان هم مثل سبزوار کنسرت سالار عقیلی و در نیشابور کنسرت آقای شهرام ناظری و کیهان کلهر را لغو کردند. حتی آقای قربانی خواست در چناران کنسرت برگزار کند باز هم مانع شدند.

آقای جنتی، پدر شما عضو شورای نگهبان شدند و بعد هم دبیری آن را بر عهده گرفتند. از یک مقطعی به بعد اتفاقاتی می افتد که خیلی ها خودآگاه و ناخودآگاه مرجع آن را پدر شما می دانند؛ مثل ردصلاحیت ها از مجلس چهارم به این سو. کسانی که در این سال ها ردصلاحیت می شدند آیا به شما مراجعه می کردند تا این موارد حل وفصل شود؟

به کرات! در طول سه دهه گذشته افرادی که ردصلاحیت می شدند به من مراجعه می کردند و من هم گاهی پرسشها را انتقال یافته می کردم یا جهت آنان درخواست ملاقات می کردم.

به نتیجه ای منتج می شد؟

خیلی کم.

دوباره هم مراجعه می کردند؟

بله، بارها پیش آمده بود بعضی افراد ردصلاحیت شده است سال ها بعد هم در جایی من را می دیدند ابراز گله مندی می کردند. بااین حال پدرم بارها گفته اند شورای نگهبان ۱۲ عضو دارد و جهت اینکه صلاحیت کسی تأیید شود، حداقل هفت عضو باید صلاحیت او را تأیید کنند. البته ایشان در بین اعضای شورای نگهبان صاحب نفوذ بیشتری هستند و خیلی ها به نظر ایشان احترام می گذارند و از این نظر، تأثیرگذاری بیشتری دارند. ولی درهرحال نظر اکثریت شورا ملاک است.

شما راجع به حرف هایی که در مورد ایشان و راجع به نقششان در بررسی صلاحیت ها مطرح می شود ناراحت می شوید؟ اصلا شده است تابه حال این حرف ها را انتقال یافته کنید؟

روندی که در شورای نگهبان وجود دارد این احساس را به وجود آورده که گرایش های سیاسی اعضا در تأیید و ردصلاحیت ها دخالت دارد. شورای نگهبان در انتخابات حکم داور را دارد و داور باید کاملا بی طرف باشد، نمی تواند یک طرفه عمل کند. هنگامی که یک یا دو عضو شورای نگهبان رسما و صریحا از یک کاندیدا حمایت می کنند؛ این خلاف رویه داوری است که انتظار می رود شورای نگهبان داشته باشد. در همین انتخابات اخیر ریاست جمهوری دو نفر از اعضای محترم شورای نگهبان در قم رسما با آقای رئیسی بیعت کردند. خب، یک وقت رأی مخفی می دهند اشکالی ندارد به هر کسی تشخیص می دهند رأی بدهند، ولی اینکه به طور رسمی از یک کاندیدا حمایت کنند، خلاف رویه ای است که از شورای نگهبان به عنوان یک داور انتظار می رود.

راجع به این مسئله با پدر صحبت می کنید؟

زیاد صحبت کرده ام.

مراودات خانوادگی شما به چه صورت است؟ چه قدر همدیگر را می بینید؟

بسیار خوب هست. مجموعه خانواده ما؛ یعنی من به همراه فرزندان، نوه ها و همسرانشان، تا یک سال ونیم قبل که مادرم در قید حیات بودند، هر هفته به منزل پدر سر می زدیم. بعد از فوت مادرم، فاصله رفت وآمدهای ما زیاد شد. به علت اینکه پدر یک هفته درمیان به قم می روند، به خاص بعد از گزینش ایشان به عنوان مدیر مجلس خبرگان زیاد به قم سر می زنند بنابراین ما هم هر دو هفته یک بار به ایشان سر می زنیم.

سایر برادران هم همین قاعده را رعایت می کنند؟

برادرم محمد که در پایتخت کشور عزیزمان ایران هست، بیش از من به پدر سر می زند.

پدر در پایتخت کشور عزیزمان ایران کجا زندگی می کنند؟

از ابتدا که ایشان به پایتخت کشور عزیزمان ایران آمدند و عضو شورای نگهبان شدند، در منزلی کنار ساختمان شورای نگهبان اسکان پیدا کردند. در اوایل دهه ٦٠ چندسالی با مرحوم آیت الله خزعلی به طور یکسان آنجا زندگی می کردند. بعدا مرحوم خزعلی منزل دیگری تهیه کردند، ولی پدر از آن وقت همان جا سکونت دارند.

بعد از فوت مادر، حاج آقا تنها زندگی می کنند؟

خیر، ازدواج کرده اند. چون سن ایشان بالاست و نیاز به مواظبت دارند. بعد از فوت والده، من یا برادرم باید شب ها در کنار ایشان می ماندیم یا ایشان را به منزل خودمان دعوت می کردیم که شب ها تنها نباشند و امکان مواظبت از ایشان فراهم شود. این اوضاع نمی توانست ادامه پیدا کند. باید فردی دائما از ایشان مواظبت می کرد. از این منظر اعتقاد دارم کار درستی انجام دادند.

چقدر بین شما و پدرتان بحث سیاسی درمی گیرد؟ یا اینکه این قدر بحث کرده اید، دیگر منصرف شده است اید و به مباحث خانوادگی می پردازید؟

بیشتر بحث های ما خانوادگی هست. در دوره آقای احمدی نژاد، خیلی بحث سیاسی داشتیم و هر لحظه هم در دو جبهه بودیم. بعد از آن، من دیگر بحث نمی کنم، چون ممکن است به جدال بینجامد و احترام ایشان خدشه دار شود. به همین علت زیاد به مباحث خانوادگی می پردازیم.

از فوت آقای هاشمی چه احساسی داشتند؟ آیا ناراحت شدند؟

خب بله، ایشان در نخستین جلسه شورای نگهبان هم ابراز تأسف کردند که در رسانه ها هم پخش شد.

با توجه به سابقه حضور شما در مشهد، با آقای رئیسی یا قالیباف سابقه آشنایی دارید؟

بله، با آقای رئیسی بعد از انقلاب آشنایی پیدا کردم. ایشان زیاد در قوه قضائیه بودند، با هم ارتباط داشتیم. در دوره وزارت من هم، زمانی که ایشان دادستان بودند، جلسات مشترکی داشتیم. با آقای قالیباف هم در دوره وزارت همکاری خوبی داشتیم. البته ایشان را از سال ١٣٦٨ که استاندار خراسان بودم به خوبی می شناختم.

الان چه می کنید؟

استراحت می کنیم. مصاحبه می کنیم! ملاقات می کنیم، فعالیت های حزبی داریم و بعضی وقت ها هم مطالبی می نویسیم!

چه فعالیت اقتصادی ای انجام می دهید؟

هیچ فعالیت اقتصادی ای ندارم.

واژه های کلیدی: سیاسی | نگهبان | انتخابات | احمدی نژاد | وزارت کشور | احمدی نژاد | وزارت اطلاعات | انتخابات ریاست جمهوری


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog